سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 28 دی ماه سال 1390

هیچ می دونی چیه؟؟؟

حس می کنم یک نفر شش ماه اخیر زندگی من رو بریده و از عمرم حذف کرده... یه حس عجیبی که اصلا نمیتونم توصیفش کنم... انگار مرده باشم..انگار قوه ادارکم از کار افتاده باشه... خاطره ای ندارم از این شش ماه...فقط می دونم خوب نگذشته... اصلا خوب نگذشته...

بهرحال داری میای...بعد اینهمه وقت.. دوری چیز بدیه... خیلی بده...

داری میای و من انگار دوباره جون گرفته باشم..انگار داره زندگی ام دوباره معنا میگیره...

فردا پیش من ای... فردا باز هم بغلم میکنی...می بوسیم... و باز حس ات می کنم...باز احساس امنیت می کنم...

سه شنبه 6 دی ماه سال 1390

اوضاع بیداری ام خوبه...یعنی خو امیرحسین ویزاش که اومد... زندگانی دیگرگون شد... حالا بیست و دو روز دیگه میاد... و زندگانی طعم خوشمزه میگیره یحتمل....

اما

اوضاع خواب داغانه داغانه... پریشبا خواب مادرجون و دیدم... خواب دیدم بغلش کردم... بعد منو میشناسه خیلی خوب...بعد ما میخوایم بریم بیرون اما نمیشه ببریمش از بس مریضه... بعد خب..صبحش توی مترو زر زدم توی تنهاییم...

باز یه بار دیگه همین شبهای اطراف..خواب دیدم نگین برلیان انگشتر نامزدی ام نیست..بعد یکی داره فقط پایه طلاش رو می ده به یه فقیر...بعد من صبح که دستم کردم انگشتره رو...نشستم یه دل سیر عر زدم... خوب..نمیدونم چرا...

اوضاع خواب خرابه... باز خواب دیدم... همه جمعند خونه پدربزرگ پدری... بعد یه استرسی توی خوابه بود که نمدونم چرا... بعد خب صبح تپش قلب داشتم...


اوضاع بیداری خوبه...الا این گردن درد لعنتی که انگار دارم دچار ارتروز گردن می شم.... عوارض پیری داره خودشو نشون می ده...


پی نوشت: ایام کریسمس ه و اینا انگار همه مردن... شهر حال بهم زنه... بنی بشری یافت می نشود...دانشگاه هم که هیچکس نمیره الا ما از همه جا مانده و رانده شده ها...که نه دیگه نوروز برامون تعطیلات سال نو محسوب میشه...نه کریسمس... بعد خب این یعنی الان بی هویتی؟؟؟!!!!!


پی نوشت دو: دو شبه تلپ شدم خونه دوستم...


پی نوشت سه: نوستالژی عین چی ادمو فلج می کنه... بعد من حالا چیکار کنم که تا چند سال دیگه هیچ نوستالژی ای برام نمی مونه؟؟!؟! من به گمانم باید برگردم.....آره....

یکشنبه 13 آذر ماه سال 1390
یه وقتهایی خیلی با این بی خیالی حال می کنم....  یه وقتهایی که اصلا انگار مغزم نمی تونه برنامه بریزه برای فردا صبحش...چه برسه به هفته آینده اش.... خیلی حال می کنم وقتی می بینم خیلی کار هنوز مونده اما من عین خیالم نیست...بعضی وقتها خیلی حالم خوبه... خیلی وقتها حال خرابم خیلی خوبه :)
یکشنبه 6 آذر ماه سال 1390

زندگی ما شده مثل فیلمهای چارلی چاپلین که روی دور تنده... چارلی بیچاره دور سر خودش می چرخه و از اینور میدوه اونور.. از ساده ترین تا سخت ترین شرایط همچنان گیجه و مبهوت..بعد جماعتی هم بهش می خندن... آره دادا...زندگی ما اون شکلیه الان .... 


پی نوشت: کلا هیچی رو نباید جدی گرفت.... همه امون فیلم روزگاریم...آره

جمعه 27 آبان ماه سال 1390

من دلم میخواد همین الان تبدیل بشم به یک زن خانه دار که یک دختر و یک پسر دارد...شوهرش هم صبحها که می خواهد برود سر کار مقداری پول می گذارد روی میز توالت برای خرید  روز... و بچه ها را راهی مدرسه می کند و می رود خرید و بعد می آید در حالی که با تلفن حرف می زند نهار درست می کند و تخت خواب بچه ها و خودشان را مرتب می کند و دستی به سر و روی خانه می کشد و نهار را آماده می کند تا بچه ها و خودش بخورند و بعد ظهر یک چرتی می زند و عصرها وقتی شامش را آماده کرده یک لباس مرتب می پوشد و رژ لبی هم میزند و شوهرش که بر میگردد با هم شام می خورند...و بعد می خوابند... 


من دلم نمی خواهد زنی باشم که صبحها به زور از تختخواب پایین می آید و موهایش را شانه نکرده با یک تیکه  کش می بندد و می رود آشپزخانه کتری را روشن می کند و با چشمهای نیمه باز می رود دستشویی و مسواک و بعد می آید کرم می زند و لباس می پوشد و در همین حین کامپیوتر هم روشن می شود برای چک کردن ایمیلها و در حال ایمیل چک کردن یک چای سر پایی میخورد و لباس می پوشد و میرود دانشگاه و تا هفت عصر کار می کند و هفت و نیم میر سد خانه و یک چیزی!!!! می اندازد توی قابلمه برای شام و نهار فردا و در حالیکه مقاله می خواند یا برگه تصحیح می کند یا گاهی نت گردی می کند همان چیز!! را می خورد و بعد به زور خودش را می رساند به تختخواب تا صبح بشود...تازه شوهرش هم پیش اش نیست... تازه بچه ای هم ندارد... تازه انگیزه ای هم ندارد!!!!

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>